<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://sakhre.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">دلنوشته هايي از سنگ</title>
	<link href="http://sakhre.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Sat, 19 May 2012 04:42:15 GMT</updated>
	<author><name>صبا</name></author>

	<openSearch:totalResults>10</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>10</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:sakhre.ParsiBlog.com/Posts/5/%d8%a2%d9%82%d8%a7+%d9%85%d9%87%d8%af%d9%8a+%d8%ae%d9%88%d8%a8.../</id>
<updated>Wed, 30 Nov 2005 18:04:00 GMT</updated>
<title type="text">آقا مهدي خوب...</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;خانم اکبري گفته:(اگه تو بياي همه جا آباد ميشه .همه ي بديها مي ميرن - اونوقت آدم خوبا مي شن رئيس همه شهر . همه آدمها پولدار ميشن -همه ا قشنگ ميشه - تازه گفته تو آنقدر خوبي که هر چي دوست دارم ميتونم صدات کنم - ميخوام بهت بگم:(آقا مهدي خوب)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;آقا مهدي خوب!&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;امشب بابام که اومد خونه ابروهاش تو هم بود . حتي نمره امتحان رياضيمو که بيست شده بودم بهش نشون دادم اما نخنديد&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt;- &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;مامانم زود جا انداخت و گفت بخوابين - داداشم و اکرم خوابيدن ولي من يواشکي از زير لحاف گوش کردم . بابام گفت قاسم آقا صاحبخونه گفته اگه کرايه ي اين ماهو بهش نديم رو هم ميشه سه ماه - اونوقت بايد خونه رو تخليه کنيم . من نفهميدم تخليه يعني چه ! فردا از نسرين خانوم دختر قاسم آقا ميپرسم .&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;آقا مهدي خوب!&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;امروز خيلي گريه کردم - آخه خانوم معلم امتحان نقاشيمو 18 داد - بعد هم بلند به همه بچه ها گفت(کي تا حالا خورشيد سبز رنگ ديده؟)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بچه ها هم همه خنديدن - ولي من فقط سه تا مداد رنگي داشتم -قرمز آبي و سبز.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;آقا مهدي خوب!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اصغر آقاي معمار و شاگردش بعد يه هفته بابام رو آوردن خونه . فرخنده مي گفت مامانش گفته باباي من ديگه نميتونه بره سر کار . به مامانم گفتم:بابا چه ش شده ؟ صورتش رو از من برگردوند و گفت:نصف تنش لمس شده .&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;آقا مهدي خوب تو ميدوني لمس چيه ؟&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;آقا مهدي خوب!&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;امروز دير از خواب بيدار شدم .زودي لباس پوشيدم که برم مدرسه . به مامانم گفتم:چرا منو زود بيدار نکردي ؟ حالا خانم مدري دعوام ميکنه . مامانم گفته ديگه نمي خوام بري مدرسه .مدرسه خرج داره . منم به حرفش گوش نکردم . دويدم طرف در حياط . مامان هم دويد دنبالمو و منو عقب کشيد .در حياطو بست . بهم گفت اگه نري مدرسه برات آبنبات ميخرم از اونا که نسرين داره .&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;منم داد زدم:من آبنبات نميخوام ولم کن مي خوام برم مدرســــه . مامان هم داد کشيد:نميشـــــــــه . اونوقت نشست و گريه کرد و هي گفت:پـــــــــــــول نداريم نبايد بري .منم دلم سوخت و گريه ام گرفت اشکاشو پاک کردم بهش گفتم:باشه نميرم مدرسه غصه نخور خانم اکبري گفته آقا مهدي خوب که بياد پولدار ميشيم . اونوقت هم ميتونم برم مدرسه هم آبنبات بخورم .&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;آقا مهدي خوب!&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;امروز صبح اکرمو بغل کردمو نشستم در خونه . آخه همش گريه ميکرد . مامانم رفته بود رختاي فرنوش خانم اينا رو بشوره . نسرين از مدرسه اومد و بهم خنديد و شکلک درآورد .بعد هم بهم گفت:شماها پول نداريد واسه همين نمياي مدرسه . منم بهش گفتم آقا مهدي خوب که اومد پولدار ميشيم . اونوقت ميگم آقا مهدي خوب دعوات کنه . اما آقا مهدي خوب نسرين رو خيلي دعوا نکن گناه داره .&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;آقا مهدي خوب!&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;شبا که همه ميخوابن و فقط مامانم داره خياطي ميکنه -يواشکي از زير لحاف بهش نگاه ميکنم . بيشتر وقتا چشماش خيسه . بعد که ميرمو به گردنش آويزون ميشم و ميپرسم چرا گريه ميکني ؟ زود دست مي کشه رو چشماشو ميگه:گريه نميکنم پياز پاک ميکردم چشمام اشک اومد . بعد که مي پرسم پياز کو . ميگه بردم گذاشتم تو آشپزخونه براي نهار فردا - ولي من ميدونم که راست نميگه آخه چند بار يواشکي رفتم تو آشپزخونه ولي پياز نديدم .&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;آقا مهدي خوب!&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;خانم اکبري اومد خونمون مي خواست با مامانم حرف بزنه . منم تا ديدمش بغلش کردم . مامانم رفته بود خياطي ها رو بده به عباس آقاي خرازي .خانم اکري هم تو کوچه کنار من نشست تا مامان بياد من خانم اکبري رو خيلي دوست دارم .آخه اون بهم گفت مي تونم با تو دوست بشم .خانم اکبري که ميخواست از مامانم خدا حافظي کنه چشماش خيس بود . يعني مامانم پياز پاک کرده بود؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;آقا مهدي خوب!&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;نامه ام دستت رسيده يا نه ؟ قاسم آقاي صاحبخونه با&amp;nbsp;دو سه تا آقا پليسه اومدن دارن وسايلمونو ميذارن تو کوچه - مامانم داره گريه ميکنه . اکرم هم مدام ونگ ميزنه .بابام مام با همون حالش لميده کنار ديوار و سرشو انداخته پايين- اخماش خيلي تو همه -آقا مهدي خوب! پاهام خيلي درد ميکنه آخه از صبح هي از خونه ميدوم تا سر کوچه که ببينم تو اومدي يا نه . يه بار هم خوردم زمينو زانوم کبود شد و خون اومد اما گريه نکردم . نسرين بهم شکلک درآورد . من هم بهش گفتم ( آقا مهدي خوب که اومد نشونت ميدم) اون هم بهم گفت:آقا مهدي خوب که خونه شما نمياد شما که خونه ندارين !!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;آقا مهدي خوب!&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;اگه بياي جلوي قاسم آقا رو ميگيري&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;که دفتر مشقمو پاره نکنه ؟ من فقط همين يه دفتر مشقو داشتم . مامام ديگه پول نداره برام دفتر مشق بخره.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;آقا مهدي خوب!&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;سه روزه غذا نخوردم . مامانم گفته فردا برام نون و انگور مي خره . ديروز هم همينو گفت . ولي من بهش گفتم نون و انگور نميخوام برام دفتر مشق بخر. آخه اين آخرين کاغذ دفتر مشقمه . اگه مامانم برام دفتر مشق نخره اونوقت چطوري برات&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;نامه بنويسم ؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;آقا مهدي خوب!&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;اگه تو بياي ما رو پيدا مي کني؟ اگه کاغذ نداشته باشم که برات نامه بنويسم ما رو گم نميکني؟ آخه ما ديگه خونه نداريم ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt;------------------------------------------------------------&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://sakhre.ParsiBlog.com/Posts/5/%d8%a2%d9%82%d8%a7+%d9%85%d9%87%d8%af%d9%8a+%d8%ae%d9%88%d8%a8.../" title="آقا مهدي خوب..." type="text/html" />
<author><name>صبا</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:sakhre.ParsiBlog.com/Posts/4/%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%b3%d8%aa%d9%8a%d8%b2%d9%8a+.../</id>
<updated>Wed, 30 Nov 2005 16:20:00 GMT</updated>
<title type="text">اسلام ستيزي ...</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;پيش از ظهور اسلام مردم سراسر جهان از نظر عقايد و افکار و شئون اجتماعي در وضع اسف انگيز و نکبت باري به سر ميبردند .گرچه همه نقاط عالم در وضعي کاملا يکسان قرار نداشتند ولي به طور کلي مي توان گفت که همه مردم دنيا در انحرافهاي&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;فکري&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و پندارهاي موهوم سنت هاي غلط اجتماعي خرافات&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و افسانه ها گرفتاريهاي اجتماعي و اخلاقي با هم شريک بودند .يهوديان دين موسي را تغيير دادند و اصول آنرا به صورت خشکي درآوردند که موجب رخنه کردن روح ماديگري در زندگي مردم شد .مسيحيت هم از طرف پدران روحاني&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;تغيير ماهيت يافت و دکاني شد براي سوداگري اکثريت پدران روحاني مسيحي –آئين زرتشت هم که در ايران باستان رواج داشت در دست موبدان درباري بود که از زرتشتي گري براي محکم کردن ستون حکومت خود مدد مي جستند&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و ين موبدان بودند که مذهب را همچون پدران روحاني وسيله ترقي و تسلط خود کرده بودند . بايد اشاره کنم که اديان تحريف شده و قومي چون فاقد قوانين کامل براي سيستمهاي اجتماعي بودند از نجات و رهبري همه جانبه مردم عاجز ماندند- آتش فساد و تباهي مي سوخت ... خرافات و اوهام به عنوان مذهب بر مردم حکومت مي کرد. دوگانه پرستي و تثليث بر مردم تحميل شده بود و گروه بسياري نيز بت آتش گاو ستاره را مي پرستيدندو از همه شرم آورتر پرستش آلات تناسلي زن و مرد بود که رواج کامل داشت – خونريزي و آدمکشي ظلم و تعدي در سراسر جهان گسترده و بشريت در پرتگاه سقوط ابدي قرار گرفته بود .و اما در مورد عربستان :&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Arial; mso-hansi-font-family: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;بيابانهاي تفتيده و دره ها و تپه هايي از ريگ را عربستان ميناميدند که نه آبي داشت و نه گياهي- خانه هاي آنان دخمه هايي بود که در &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Arial; mso-hansi-font-family: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;آ&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;ن موجودي به نام ا نسان در هم م&amp;#1740; لول&amp;#1740;د و با خرما و آب گند&amp;#1740;ده رفع گرسنگ&amp;#1740; و تشنگ&amp;#1740; م&amp;#1740; کردند .جنگ و نزاع قب&amp;#1740;له ا&amp;#1740; اصل اساس&amp;#1740; نظام اجتماع&amp;#1740; مردم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;عربستان بود .زندگ&amp;#1740; عش&amp;#1740;ره ا&amp;#1740; و باد&amp;#1740;ه نش&amp;#1740;ن&amp;#1740; و گله دار&amp;#1740; همراه با فئودال&amp;#1740;سم خون آشام و استثمار طبقه حاکم و باند رباخواران زندگ&amp;#1740; را ت&amp;#1740;ره و تار ساخته بود – اعراب به سبب جهالت مظاهر طب&amp;#1740;عت را م&amp;#1740; پرست&amp;#1740;دند و کعبه&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;بتخانه اعراب شده بود .(و&amp;#1740;ل دورانت)&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;اعراب خود را قوم برتر م&amp;#1740; پنداشتند و فقط کسان&amp;#1740;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;برتر بودند که از قو عرب بودند و دارا&amp;#1740; اصالت عرب&amp;#1740; و خون عرب&amp;#1740; !در واقع مل&amp;#1740;ت پرست&amp;#1740; و قوم پرست&amp;#1740; قرن ب&amp;#1740;ستم و ناس&amp;#1740;ونال&amp;#1740;سم عصر ما در آن زمان با رنگ و لعاب خاص خود&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;آئ&amp;#1740;ن مردم عرب بود .در مورد جا&amp;#1740;گاه اجتماع&amp;#1740; زن هم نه فقط در م&amp;#1740;ان اعراب بلکه در تمام مذاهب و قومها&amp;#1740; باستان &amp;#1740;ک وجه مشترک&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;وجود داشت و آن ب&amp;#1740; ارزش بودن ا&amp;#1740;ن کالا بود .موجود&amp;#1740; که در حد &amp;#1740;ک کالا&amp;#1740; مصرف&amp;#1740; و در اعلا مراتب به عنوان قربان&amp;#1740; در پ&amp;#1740;شگاه خدا&amp;#1740;ان به کار م&amp;#1740;رفت .در بعض&amp;#1740; از فرهنگها هم ما&amp;#1740;ه ننگ و آبرو ر&amp;#1740;ز&amp;#1740; بود- اسلام در چن&amp;#1740;ن عصر&amp;#1740; ظهور کرد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و دن&amp;#1740;ا را دگرگون ساخت....&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;اسلام آئ&amp;#1740;ن&amp;#1740; بود که بس&amp;#1740;ار&amp;#1740; از حاکم&amp;#1740;تها&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Arial; mso-hansi-font-family: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;بر&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;تر&amp;#1740; جوئ&amp;#1740;ها را نف&amp;#1740; م&amp;#1740;کرد . تبع&amp;#1740;ض ها را منکر م&amp;#1740;شد و سنتها&amp;#1740; غلط را م&amp;#1740; شکست . و ا&amp;#1740;نگونه بود که همزمان با ظهور اسلام پد&amp;#1740;ده ا&amp;#1740; د&amp;#1740;گر&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;زاده شد و آن اسلام ست&amp;#1740;ز&amp;#1740; بود .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;{در آغاز قرن هجدهم نو&amp;#1740;سندگان&amp;#1740; مس&amp;#1740;ح&amp;#1740; مبارزه جد&amp;#1740;د&amp;#1740; را بر ضد اسلام شروع کردند. آنها با انتشار کتابهائ&amp;#1740;که مملو از دروغ و بهتان بود م&amp;#1740; خواستند مردم را از توجه به آ&amp;#1740;&amp;#1740;ن اسلام منحرف&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و نسبت به پ&amp;#1740;شوا&amp;#1740; بزرگ آن جضرت محمد بد ب&amp;#1740;ن سازند}(اسلام از نظر ولتر- نو&amp;#1740;سنده و خاور شناس)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;مآخذ اول&amp;#1740;ه ا&amp;#1740;ن دروغ پرداز&amp;#1740;ها آثار و تال&amp;#1740;فات متعصب&amp;#1740;ن مس&amp;#1740;ح&amp;#1740; قرون وسط&amp;#1740; بود .به خصوص در قرن پانزدهم م&amp;#1740;لاد&amp;#1740; – شاخص تر&amp;#1740;ن آنها (وان آندره مور) بود که کتاب (رد بر د&amp;#1740;ن محمد) را نوشت که مورد استفاده نو&amp;#1740;سندئگان کتابها&amp;#1740; ضد اسلام&amp;#1740; بعد&amp;#1740; گرد&amp;#1740;د .از آنجائ&amp;#1740;که نو&amp;#1740;سندگان د&amp;#1740;گر زبان عرب&amp;#1740; نم&amp;#1740;دانستند و به منابع اسلام&amp;#1740; دسترس&amp;#1740; نداشتند در باره اسلام شناس&amp;#1740; فقط به رو نوشت کتاب او قناعت کردند – برا&amp;#1740; مقابله با &amp;#1740;ک مکتب و تخر&amp;#1740;ب آن ساده تر&amp;#1740;ن راه&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و راحت تر&amp;#1740;ن روش تخر&amp;#1740;ب چهره صاحب آن مکتب است . وقت&amp;#1740; شخص&amp;#1740; را ترور&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;شخص&amp;#1740;ت م&amp;#1740;کن&amp;#1740;د و چهره او را وارونه جلوه ده&amp;#1740;د مکتب و تفکرات او را ن&amp;#1740;ز تحت الشعاع قرار داده ا&amp;#1740;د و ز&amp;#1740;ر سوال برده ا&amp;#1740;د .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;ه&amp;#1740;کل در&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;کتاب ح&amp;#1740;ات محمد م&amp;#1740; نو&amp;#1740;سد:آنحضرت تابع هوا&amp;#1740; و هوس بود و با ا&amp;#1740;نکه به پ&amp;#1740;روانش دستور م&amp;#1740;داد ب&amp;#1740;ش از چهار زن دائو&amp;#1740; اخت&amp;#1740;ار نکنند خودش زنان ب&amp;#1740;شتر&amp;#1740; داشت .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;نو&amp;#1740;سندگان مس&amp;#1740;ح&amp;#1740; به خ&amp;#1740;ال خام خود خواسته اند پ&amp;#1740;امبر اسلام را در نظر خواننده ها&amp;#1740;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;ب&amp;#1740; اطلاع مس&amp;#1740;ح&amp;#1740; هوسباز معرف&amp;#1740; نما&amp;#1740;ند تا بد&amp;#1740;ن وس&amp;#1740;له شخص&amp;#1740;ت او را لکه دار کنند و از پ&amp;#1740;شرفت اسلام بکاهند .ا&amp;#1740;ن ش&amp;#1740;وه اسلام ست&amp;#1740;ز&amp;#1740; که از&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;نوع تخر&amp;#1740;ب شخص&amp;#1740;ت م&amp;#1740; باشد در صدر اسلام&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و ابتدا&amp;#1740; ظهور اسلام ن&amp;#1740;ز مرسوم بوده&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;منته&amp;#1740; با موضوعات د&amp;#1740;گر –از جمله شاعر خواندن و مجنون خواندن –در برهه ا&amp;#1740; از زمان ن&amp;#1740;ز به خاطر نفوذ کلام و تاث&amp;#1740;ر گذار&amp;#1740; اخلاق و رفتار او&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و&amp;#1740; را ساحر م&amp;#1740; خواندند . اما تهمت هوسباز بودن پ&amp;#1740;امبر در آن زمان کارساز نبود – چون تحر&amp;#1740;ف تار&amp;#1740;خ ن&amp;#1740;از به &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;گ&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;ذشت زمان و ابهام ب&amp;#1740;شتر تار&amp;#1740;خ داشت .همچن&amp;#1740;ن پ&amp;#1740;امبر چه قبل از رسالت و چه بعد از رسالت به پاکدامن&amp;#1740;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;شهره بودند . لذا در نوشته ها&amp;#1740; مس&amp;#1740;ح&amp;#1740; قرون وسط&amp;#1740; به بعد ب&amp;#1740;شتر ا&amp;#1740;ن موضوع مطرح شده – حضرت محمد در سن25سالگ&amp;#1740; اول&amp;#1740;ن ازدواج خود را انجام دادند&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;که با حضرت خد&amp;#1740;جه بود .حضرت خد&amp;#1740;جه در آن زمان40سال داشتند و قبل از محمد دوبار ازدواج و مرگ شوهر را تجربه کرده بودن – تار&amp;#1740;خ نو&amp;#1740;سان ب&amp;#1740; طرف و منصف اعم از مسلمان و مس&amp;#1740;ح&amp;#1740; به ا&amp;#1740;ن نکته اشاره کرده اند که ازدواجها&amp;#1740; پ&amp;#1740;امبر از رو&amp;#1740; شهوت نبوده&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;چون اگر&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;چن&amp;#1740;ن بود آنحضرت در سن25 سالگ&amp;#1740; که دوران شور و ه&amp;#1740;جان جوانان است با خد&amp;#1740;جه بانو&amp;#1740;&amp;#1740; که 40 ساله است و نشاط&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و جوان&amp;#1740; خود را در خانه دو شوهر سابق خود از دست داده بود ازدواج نم&amp;#1740;کرد . حضرت محمد قر&amp;#1740;ب 25 سال با خد&amp;#1740;جه زندگ&amp;#1740; کرد و با ا&amp;#1740;نکه دوش&amp;#1740;زگان و زنان ز&amp;#1740;با&amp;#1740; عرب به همسر&amp;#1740; آنحضرت&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;مباهات م&amp;#1740;کردند ول&amp;#1740; حضرت در مدت ا&amp;#1740;ن 25 سال ه&amp;#1740;چ همسر د&amp;#1740;گر&amp;#1740; اخت&amp;#1740;ار نکردند . با ا&amp;#1740;نکه در عرب&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;آن زمان چند همسر&amp;#1740; امر&amp;#1740; را&amp;#1740;ج و قابل هضم بود – بعد از حضرت خد&amp;#1740;جه و در ده سال آخر زندگ&amp;#1740; حضرت که دوران پ&amp;#1740;ر&amp;#1740; حضرت بوده و حفظ تعادل س&amp;#1740;اس&amp;#1740; داخل&amp;#1740; و خارج&amp;#1740; اسلام مجال ازدواج به حضرت نم&amp;#1740;داد حضرت ازدواجها&amp;#1740;&amp;#1740; نمودند –آ&amp;#1740;ا ا&amp;#1740;ن تعدد زوجات که اکثرا ب&amp;#1740;وه&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و درمانده &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;و &amp;#1740;ت&amp;#1740;م دار بوده اند با ع&amp;#1740;ش و نوش و هوسران&amp;#1740; تناسب دارد؟ آ&amp;#1740;ا زندگ&amp;#1740; &amp;#1740;ک فرد50 ساله با &amp;#1740;ک زن جوان که هنوز حد و حدود افراد را&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;نم&amp;#1740;داند کار آسان&amp;#1740; است؟(منظور عا&amp;#1740;شه)&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;جان د&amp;#1740;ون پورت م&amp;#1740;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;نو&amp;#1740;سد آ&amp;#1740;ا ممکن است مرد&amp;#1740; که به شهوت توجه&amp;#1740; بس&amp;#1740;ار دارد در چنان کشور&amp;#1740; که تعدد زوجات عمل عاد&amp;#1740; شمرده م&amp;#1740; شد برا&amp;#1740; مدت25سال تنا به &amp;#1740;ک زن قانع باشد؟{کتاب عذر تقص&amp;#1740;ر به پ&amp;#1740;شگاه محمد و قرآن –ص35)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;همسران&amp;#1740; که پ&amp;#1740;امبر بعد از حضرت خد&amp;#1740;جه اخت&amp;#1740;ار کردند به ا&amp;#1740;ن قرار است:سوده – عا&amp;#1740;شه-غز&amp;#1740;ه-حفصه-ام حب&amp;#1740;به-ام سلمه-ز&amp;#1740;نب دختر جحش-ز&amp;#1740;نب دختر خز&amp;#1740;مه-م&amp;#1740;ومنه-جو&amp;#1740;ر&amp;#1740;ه-صف&amp;#1740;ه.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;سوده که پس از مهاجرات به حبشه شوهرش وفات کرد و بدون سرپرست مانده بود&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و نم&amp;#1740;توانست به قب&amp;#1740;له خود باز گردد چون او را به کفر و ارتداد مجبور م&amp;#1740;کردند – لذا زمان&amp;#1740; که پ&amp;#1740;امبر در مد&amp;#1740;نه بود و سوده در حبشه بود&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;پ&amp;#1740;امبر از او خواستگار&amp;#1740; کرد و نجاش&amp;#1740; به وکالت از طرف پ&amp;#1740;امبر از سوده خواستگار&amp;#1740; کرد و او لقب ام المومن&amp;#1740;ن را &amp;#1740;افت و در قرن هفتم هجر&amp;#1740; وقت&amp;#1740; به مد&amp;#1740;نه بازگشت نزد پ&amp;#1740;امبر آمد و ا&amp;#1740;نگونه بود که پ&amp;#1740;امبر به اون پناه داد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;ز&amp;#1740;نب دختر خز&amp;#1740;مه هم زن ب&amp;#1740;وه ا&amp;#1740; بود که&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;از &amp;#1740;ک طرف ب&amp;#1740; سرپرست شده بود و از طرف&amp;#1740; د&amp;#1740;گر دچار فقر شده بود . ز&amp;#1740;نب زن با ا&amp;#1740;مان&amp;#1740;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و بخشنده ا&amp;#1740; بود که به ام المساک&amp;#1740;ن معروف بود –ه&amp;#1740;چکدام از مورخ&amp;#1740;ن در ه&amp;#1740;چ کجا ننوشته اند که ز&amp;#1740;نب دارا&amp;#1740; جمال و ز&amp;#1740;با&amp;#1740;&amp;#1740; بود و &amp;#1740;ا ثروت&amp;#1740; داشت-رسول خدا به خاطر حفظ آبرو&amp;#1740; ز&amp;#1740;نب با او ازدواج کرد –ز&amp;#1740;نب در زمان ح&amp;#1740;ات پ&amp;#1740;امبر درگذشت. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;ام سلمه ن&amp;#1740;ز مسن و &amp;#1740;ت&amp;#1740;م دار وبا ا&amp;#1740;مان بود که&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;رسول خدا از اون خواستگار&amp;#1740; کرد و به تزو&amp;#1740;ج پ&amp;#1740;امبر در آمد . بعض&amp;#1740; بر پ&amp;#1740;امبر ا&amp;#1740;ن اشکال را کرده اند که پ&amp;#1740;امبر م&amp;#1740;توانست سر پرست&amp;#1740; ا&amp;#1740;ن زنان ب&amp;#1740; سرپرست را به د&amp;#1740;گر اصحاب محول کند و غ&amp;#1740;ر از پ&amp;#1740;امبر د&amp;#1740;گران هم بودند – ا&amp;#1740;ن حرف هم سخن گزاف&amp;#1740; است – اگر پ&amp;#1740;امبر م&amp;#1740;خواست سرپرست&amp;#1740; تمام زنان ب&amp;#1740; سرپرست را بر عهده بگ&amp;#1740;رد که شما زنان ا&amp;#1740;شان بس&amp;#1740;ار فراتر م&amp;#1740;رفت – چه بسا پ&amp;#1740;امبر د&amp;#1740;گر اصحاب را به ا&amp;#1740;ن کار دعوت م&amp;#1740;فرمودند و آنها را به ازدواج با بازماندگان جنگها ترغ&amp;#1740;ب م&amp;#1740;کرد – همچن&amp;#1740;ن ا&amp;#1740;نکه کس&amp;#1740; به خاطر ترحم و دلسوز&amp;#1740; با کس&amp;#1740; ازدواج کند توقع ب&amp;#1740;جا&amp;#1740;&amp;#1740; است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;ز&amp;#1740;نب دختر جحش دختر عمه رسول خدا بود که با ترغ&amp;#1740;ب رسول خدا به تزو&amp;#1740;ج ز&amp;#1740;د پسرخوانده رسول خدا درآمد- ز&amp;#1740;نب &amp;#1740;ک&amp;#1740; از نوادگان عبدالمطلب بزرگ قر&amp;#1740;ش بود و ز&amp;#1740;د برده ا&amp;#1740; بود که توسط رسول خدا آزاد گرد&amp;#1740;ده و پسر خوانده ان حضرت شده بود –ز&amp;#1740;نب به خاطر بزرگ&amp;#1740; شخص&amp;#1740;ت خود به ز&amp;#1740;د فخر فروش&amp;#1740; م&amp;#1740;کرد و ز&amp;#1740;د از ا&amp;#1740;ن موضوع رنج م&amp;#1740;برد و بارها به رسول خدا شکا&amp;#1740;ت کرده بود ول&amp;#1740; رسول خدا او را به صبر دعوت کرده بود ول&amp;#1740; در نها&amp;#1740;ت ز&amp;#1740;نب را طلاق داد – در عرب زسم بود که پسرخوانده با پسر واقع&amp;#1740; م&amp;#1740;دانستند و با زن مطلقه او تزو&amp;#1740;ج نم&amp;#1740;کردند . رسول خدا به خاطر باطل کردن ا&amp;#1740;ن رسم و ن&amp;#1740;ز دلجو&amp;#1740;&amp;#1740; از ز&amp;#1740;نب و بازگرداندن احترام ز&amp;#1740;نب&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;با او ازدواج کرد . بعض&amp;#1740; از نو&amp;#1740;سندگان مس&amp;#1740;ح&amp;#1740; و اسلام ست&amp;#1740;ز به پ&amp;#1740;امبر تهمت زده اند که نعوذ بالله رسول خدا عاشق ز&amp;#1740;نب شده بود و برا&amp;#1740; ا&amp;#1740;ن حرف گزاف داستان سرائ&amp;#1740;ها&amp;#1740;&amp;#1740; هم کرده اند –ا&amp;#1740;ن ادعا هم با توار&amp;#1740;خ معتبر و هم با شواهد عقل&amp;#1740; مخالف است –ز&amp;#1740;را اگر پ&amp;#1740;امبر اس&amp;#1740;ر نفس بوده و نعوذ بالله چن&amp;#1740;ن حالت&amp;#1740; به ا&amp;#1740;شان دست داده بود ز&amp;#1740;نب را وقت&amp;#1740; دوش&amp;#1740;زه بود و طراوت مخصوص دوش&amp;#1740;زگان را داشت و خود حضرت هم جوان بود تزو&amp;#1740;ج م&amp;#1740;کرد – با توجه به ا&amp;#1740;نکه ز&amp;#1740;نب دختر عمه حضرت بوده و شناخته شده بود..&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;جو&amp;#1740;ر&amp;#1740;ه همسر د&amp;#1740;گر رسول خدا بود – جو&amp;#1740;ر&amp;#1740;ه از قب&amp;#1740;له بزرگ بن&amp;#1740; المصطلق بود که افراد قب&amp;#1740;له&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;پس از &amp;#1740;ک&amp;#1740; از جنگها اس&amp;#1740;ر مسلمانان شدند –جو&amp;#1740;ر&amp;#1740;ه دختر بزرگ قب&amp;#1740;له بود- توار&amp;#1740;خ به&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;چند روا&amp;#1740;ت ماجرا&amp;#1740; جو&amp;#1740;ر&amp;#1740;ه را نقل کرده اند – به روا&amp;#1740;ت&amp;#1740; جو&amp;#1740;ر&amp;#1740;ه بدست &amp;#1740;ک&amp;#1740; از مسلمانا افتاده بود و آن شخص برا&amp;#1740; آزاد&amp;#1740; او پول ب&amp;#1740;شتر&amp;#1740; طلب م&amp;#1740;کرد – جو&amp;#1740;ر&amp;#1740;ه به نزد رسول خدا شکا&amp;#1740;ت آورد و گفت که ا&amp;#1740;ن شخص از من پول ب&amp;#1740;شتر&amp;#1740;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;طلب م&amp;#1740;کند – پ&amp;#1740;امبر به او رو کرد و گفت م&amp;#1740;خواه&amp;#1740; راه&amp;#1740; بهتر به تو نشان دهم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;- من فد&amp;#1740;ه تو را م&amp;#1740;دهم و آژادت م&amp;#1740;کنم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و با تو ازدواج م&amp;#1740;کنم به شرط ا&amp;#1740;نکه مسلمان شو&amp;#1740; - بعد از ماجراها&amp;#1740;&amp;#1740; جو&amp;#1740;ر&amp;#1740;ه مسلمان شد و به تزو&amp;#1740;ج پ&amp;#1740;امبر درآمد – مسلمانان وقت&amp;#1740; د&amp;#1740;دند اکثر اسرا از قوم و خو&amp;#1740;شان پ&amp;#1740;امبر شده اند اسرا را آزاد ساختند .&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;ازس&amp;#1740;استها&amp;#1740; پ&amp;#1740;امبر برا&amp;#1740; نزد&amp;#1740;ک کردن قبا&amp;#1740;ل عرب و اتحاد مسلمانان و جلب حما&amp;#1740;ت د&amp;#1740;گر قبا&amp;#1740;ل و ن&amp;#1740;ز جلوگ&amp;#1740;ر&amp;#1740; از کارشکن&amp;#1740; آنان&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;با&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;عا&amp;#1740;شه –حفصه-ام حب&amp;#1740;به –صف&amp;#1740;ه-م&amp;#1740;مونه ازدواج کرد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;ام حب&amp;#1740;به دختر ابوسف&amp;#1740;ان بود – شوهر ام حب&amp;#1740;به در حبشه از اسلام برگشت و نصران&amp;#1740; شد و بعد درگذشت .ام حب&amp;#1740;به نم&amp;#1740;توانست نزد پدرش بازگردد چون ابوسف&amp;#1740;ان دشمن شماره &amp;#1740;ک پ&amp;#1740;امبر بود . لذا پ&amp;#1740;امبر برا&amp;#1740; جلب قلوب بن&amp;#1740; ام&amp;#1740;ه و همچن&amp;#1740;ن سرپرست&amp;#1740; ام حب&amp;#1740;به با او ازدواج کرد-توار&amp;#1740;خ نقل کرده اند روز&amp;#1740; ابو سف&amp;#1740;ان به نزد دخترش آمد – وقت&amp;#1740; خواست در خانه او استراحت کند&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;ام حب&amp;#1740;به فرش&amp;#1740; که در اتاق پهن بود را جمع کرد – ابوسف&amp;#1740;ان تعجب کرد و دل&amp;#1740;ل ا&amp;#1740;ن کارش را پرس&amp;#1740;د و ام حب&amp;#1740;به در جواب گفت که ا&amp;#1740;ن فرش را برا&amp;#1740; استراحت&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;پ&amp;#1740;امبر خدا پهن کرده بودم و دوست ندارم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;تو از آن استفاده&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;کن&amp;#1740; .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;صف&amp;#1740;ه دختر ح&amp;#1740; ابن اخطب رئ&amp;#1740;س قب&amp;#1740;له بن&amp;#1740; النض&amp;#1740;ر بود –قب&amp;#1740;له بن&amp;#1740; النض&amp;#1740;ر بارها در حق مسلمانان پ&amp;#1740;مان شکن&amp;#1740; کرده بودند و کفار را بارها بر عل&amp;#1740;ه مسلمانان تحر&amp;#1740;ک کرده بودند – همچن&amp;#1740;ن جز&amp;#1740;ه خود نم&amp;#1740;پرداختند – لذا مسلمانان به آنها حمله کردند و آنها را شکست دادند – بعد از آنکه &amp;#1740;هود&amp;#1740;ان در ب&amp;#1740;ن مسلمانان پخش شدند پ&amp;#1740;امبر با صف&amp;#1740;ه ازدواج کرد و با &amp;#1740;ک&amp;#1740; از بزرگتر&amp;#1740;ن قبا&amp;#1740;ل بن&amp;#1740; اسرائ&amp;#1740;ل طرح خو&amp;#1740;شاوند&amp;#1740; ر&amp;#1740;خت – با ا&amp;#1740;ن کار هم دل قب&amp;#1740;له بن&amp;#1740; النض&amp;#1740;ر را بدست آورد و حما&amp;#1740;ت آنان را جلب کرد و هم از ادامه کار شکن&amp;#1740; آنان جلوگ&amp;#1740;ر&amp;#1740; کرد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;ا&amp;#1740;نکه&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;پ&amp;#1740;امبر را&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;نعوذبالله به هوسران&amp;#1740; متهم کن&amp;#1740;م &amp;#1740;ک&amp;#1740; از احمقانه تر&amp;#1740;ن روشها&amp;#1740; اسلام ست&amp;#1740;ز&amp;#1740; است که از قرون وسط&amp;#1740; توسط نو&amp;#1740;سنده ها&amp;#1740; متعصب مس&amp;#1740;ح&amp;#1740; آغاز گرد&amp;#1740;ده و هنوز هم ادامه دارد -&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;ادامه دارد...&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://sakhre.ParsiBlog.com/Posts/4/%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%b3%d8%aa%d9%8a%d8%b2%d9%8a+.../" title="اسلام ستيزي ..." type="text/html" />
<author><name>صبا</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:sakhre.ParsiBlog.com/Posts/3/%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87+%da%af%d8%b1%d8%af/</id>
<updated>Sun, 27 Nov 2005 08:55:00 GMT</updated>
<title type="text">دوره گرد</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;DIR&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;من يک دوره گرد آزادم.من يک شيون منفردم . من يک تابوت ميانه رو و اصلاح طلب هستم. آواز من باستاني است&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;. من زرتشت وار به دنيا نگاه ميکنم. حتي اگر روزي به آلمان برم در برلن شرقي اطاق کرايه خواهم کرد - من به راحتي با تابلوها دوست مي شوم .من به سادگي از درختان مينياتوري بالا مي روم .براي من نفوذ در قلب خنجر آسان است .دلم را از وسط نصف مي کنم و به همبازي مرگم ميدهم .زندگي يک نوع کفتر بازي اجتماعي است .زندگي يک نوع سر در گمي ماوراء الطبيعي است . زندگي چمداني است که در فرودگاه ابديت جا مي ماند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;من از زندگي متنفرم . زندگي بي رحم است .زندگي منتظر است تا ما يک ماه اجاره زيست نپردازيم تا جول و پلاس تنفسمان را توي کوچه خداحافظي بريزد . زندگي هر شب دم گوش مرگ چيزي پچ پچ مي کند . سر ما را به خوابيدن گرم ميکنند تا براي محل حادثه نامه بنويسند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;کسي که بين مرگ و زندگي تبعيض قائل مي شود تکامل را دست کم گرفته است.ديگر کلمات معاني خود را گم کرده اند و معاني ها جابه جا شده اند. مثلا زندگي يعني مرگ و ما ساده لوحانه به مرگ مي گوييم پايان همه چيز .( واين شروعي براي پايان نيست يا پاياني براي شروع)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بر اساس آخرين تحقيقات تأملي حس آدمي مي تواند به اندازه ميلياردها سال نوري تاريک شود . يعني شما در حالي که روي مبل ناراحتي خود لم داده ايد مي توانيد از دريايي تشويش و اقيانوسي اظطراب عبور کنيد و به عشقهاي دروغين ............ ديشب آنقدر قلبت تند زد که داشتي به خط پايان عشق مي رسيدي-نبضت را محاسبه کن !اينقدر ظريف نباش .پروانه ها بلندت ميکنند . آنوقت سرغ سرمه را از کدام آئينه بگيريم که به لهجه چشم آهوان آشنا باشد؟ چرا اينقدر اصلاح طلبي ؟ چرا کمي اصول گرايي چاشني خنده هايت نميکني؟ چرا از تفرين چکاوکها نمي ترسي ؟ نمي ترسي شقايقها اعتصاب غذا کنند؟ از غربت نيلوفرهاي مرداب درس عبرت نگرفته اي؟ چرا قلبت را گوشه طاقچه کوک نميکني؟ چرا با صداي زنگ قلبت از خواب غفلت بيداري نمي شوي؟ اين بي خيالي براي جمجمه ات ضرر دارد - با اين اوضاع و احوال نميتواني فلج اطفال دلت را ريشه کن کني&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt; - &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;جنون گاوي در ميان گله هاي خيالت بيداد ميکند . زماني فرا ميرسد که سرماخوردگي همچون طاعون سياه از پاي درت آورد . &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;هر وقت دلت تنگ شد غروب را خاموش کن و فيلم تکراري طلوع خورشيد را نگاه کن - فيلمي تکراري که صحنه صحنه آن را از حفظي . هر وقت گلوي آوازت تورم کرد کپسول سه تار بزن . هر وقت به دعا احتياح داشتي سحر را بيدار کن .مي تواني به شاخه هاي روح خودت تاب ببندي و جسمت را به بازي بگيري - در قفس غرور خودت ببرهاي سياه تجرد را زنداني کن .مواظب ترانه هاي ايلياتي باش -سري به صفائيه بزن و فلکه دورشهر راديوي عشق را خاموش کن - در راه جمکران موسيقي انتظار را بنواز و چشمانت را از غبار چراگاهها دور نگاه دار - اي کاش ميشد کمي بي تفاوت تر بود .&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;دريانورد خستـــــــــــــــــــــــــــــــــــه&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://sakhre.ParsiBlog.com/Posts/3/%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87+%da%af%d8%b1%d8%af/" title="دوره گرد" type="text/html" />
<author><name>صبا</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:sakhre.ParsiBlog.com/Posts/2/%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%86+%d8%a8%d8%a7+%d8%a7%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%84+%d8%b4%d8%a7%d9%82%d9%87/</id>
<updated>Sun, 27 Nov 2005 08:15:00 GMT</updated>
<title type="text">نوشتن با اعمال شاقه</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;بايد براي شفاي قولنج مغري دست به دعا برداريم -همه بايد به انتظار ماني بنشينيم -بايد در آتشکده رحمت دست به دامان زرتشت شويم -همه انسانها براي يکبار هم شده بايد رفتار نيک را تجربه کنن -زرتشت به مردم ايران لبخند زد و آنها را به اسلام دعوت کرد- بيش از نيمي از مسلمانان بايد يک دوره فشرده زرتشتي گري ببينند -&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;مزدک&amp;nbsp; مردم را به نوعي مذهب اشتراکي دعوت مي کرد او ادعاي پيامبري نداشت ولي مردم او را مي پرستيدند - معجزه مزدک حکمت او بود -معجزه اي که هميشه ايرانيان را در طول تاريخ تحت تاثير قرار داده است -قرنهاست که در تمام سطوح علمي مدارس و آموزشگاههاي ايران موضوع انشاء (علم بهتر است يا ثروت) است . ايرانيان از همان آغاز فراگيري علم ابتداء اين دو مقوله را تحت بررسي قرار ميدهند و همه بدون استثنا علم را انتخاب ميکنند - علمي که به بن بست ثروت ختم ميشود - حتي دانشمندان طراز اول ما کاسب هستند - به نظر من تقابل بين ثروت و علم عموم خصوص من وجه است - مشکل ما اينجاست که علم را با حکمت خلط کرديم -بايد از پنجره ديگري به زندگي خيره شد - بايد مدام بين گذشته و آينده دست و پا زد- براي يکبار هم شده مي توانيم به دامان پيامبران پناهنده شويم-مي توانيم درخواست ويزاي کهکشان راه شيري بدهيم و اجازه اقامت در آسمانها بگيرم- حتي مي توانيم با سفارت لاهوتيان نامه نگاري کنيم و مصونيت فلسفي بگيريم -براي اينکار کافيست حمايت خود را از جمهوري فدرال غربت اعلام کني و از تعصبات کور ارضي اعلان انزجار نمايي-به همين سادگي -بايد دستان خود را از گرد دنيا پاک کني و در آب چشمه ابديت غسل عيد پاک به جا آوري.مي تواني مراسم نان و عسل را هم به آن اضافه کني -اي کاش ميتوانستيم مرگ را باور کنيم -مرگ يک واقعيت باور نکردنيست .همه انسانها به آن علم دارند ولي آنرا باور ندارند .زمان باور کردن مرگ هم فرا ميرسد - زودتر از آنکه فکرش را بکني-&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://sakhre.ParsiBlog.com/Posts/2/%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%86+%d8%a8%d8%a7+%d8%a7%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%84+%d8%b4%d8%a7%d9%82%d9%87/" title="نوشتن با اعمال شاقه" type="text/html" />
<author><name>صبا</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:sakhre.ParsiBlog.com/Posts/1/%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87+%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%8a+%d8%a7%d8%b2+%d8%ac%d9%86%d8%b3+%d9%86%d9%85%d9%8a%d8%af%d9%88%d9%86%d9%85+%da%86%d9%8a+%da%86%d9%8a/</id>
<updated>Sun, 27 Nov 2005 07:47:00 GMT</updated>
<title type="text">نوشته هايي از جنس نميدونم چي چي</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=Traffic&gt;مي خواهم تولد مرگم را جشن بگيرم .نميدانم چرا کسي برايم تابوت هديه نمي آورد .اي کاش مي توانستم آه سردي براي خود داشته باشم . هنوز خودم را در چشمان تو پيدا نکرده ام .از حل کردن جدول باطله هاي قلبم خسته شدم . دوست دارم کمي عشق دود کنم .زندگي ام را براي زمستان ذخيره کرده ام .نميدانم پائيز امسال دلي ب راي گرفتن دارم يا نه ؟ آيا ميتوانم دردي براي کشيدن داشته باشم؟قصد دارم براي تعطيلات آخر عمر به ابديت سفر کنم .سلسله جبال برزخ .رستوران شبهاي گورستان . دوست دارم به قبرستان راه شيري بروم - احساس ميکنم در باتلاق زمين گرفتار شدم . ديگر قدرت بالارفتن از آسمانها را ندارم . احساس ميکنم روحم به روغن سوزي افتاده - قصد دارم قلب پاره پاره ام را به آپاراتي ابديت ببرم . شايد هم دستور تيرباران دلم را صادر کردم - مي خواهم کمي خوشبينانه تر نگاه کنم .با لشکر کلمات بدون مفاهيم هي کاري نميتوان انجام داد .وقت آن شده کمي شفاف سازي کنم و تعليق غني سازي کلماتم را به پايان برسانم .بايد بورس سيب زميني را دوباره راه اندازي کنم - بايد توليد را آنقدر بالا ببرم تا مصرف به سکسکه بيفتد . متاسفانه بعضي ها پوست طالبي را دور مياندازد در حالي که طالبان اين پوست در افغانستان فراوانند . بايد بسياري از مرغ و خروسها را بازنشسته کنيم.بايد بيمه عمر گوسفندها را جدي بگيريم.بايد نهادي براي حمايت از پروانه هاي بي سر پرست تشکيل دهيم . بايد براي حمايت از کوهستانهاي زلزله زده و رودخانه هاي طغيان کرده اقدام کنيم .بايد کنسرت موسيقي سکوت تعطيل شود . مي توانيم لاک پشتها را هم در دوهاي همگاني شرکت دهيم .بايد از کودکان دم بخت حمايت کنيم .براي اين کار بايد قلک بانکها را بشکنيم . بايد بايدها و نبايدها را جدي بگيريم . راستش را بخواهي خودم هم از شما خسته شدم . دلم ميخواهد سر بگذارم به خيابان خودم به بيغوله هاي پرت وجدانم .به کوچه پس کوچه هاي گمشده عاطفه ام - به خرابه هاي سوخته دلم . به آن نانواهايي که به من صداقت فروختند . آن آپاراتي هايي که ملکوتم را بالانس مي کردند .هر روز صبح:نان پنير نيايش . ظهرها آبدوغ خيار محبت و شبها هم آبگوشت تضرع بار ميزاشتيم . تما وجودم حرارت تبسم بود . هيچوقت جيبهاي پريشاني ام از سکه هاي توکل خالي نبود . خوب يادم هست که روي ديوار قلبم نوشته بودم:لعنت بر پدر ومادر کسي که در اينجا آشغال بريزد&lt;/FONT&gt;...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://sakhre.ParsiBlog.com/Posts/1/%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87+%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%8a+%d8%a7%d8%b2+%d8%ac%d9%86%d8%b3+%d9%86%d9%85%d9%8a%d8%af%d9%88%d9%86%d9%85+%da%86%d9%8a+%da%86%d9%8a/" title="نوشته هايي از جنس نميدونم چي چي" type="text/html" />
<author><name>صبا</name></author>
</entry>

</feed>
